بي تو يک روز در اين فاصله ها خواهم مرد ...

 

مثل يک بيت ته قافيه ها خواهم مرد ...

 

تو که رفتي همه ثانيه ها سايه شدند ...

 

سايه در سايه ي آن ثانيه ها خواهم مرد …

 

 رنگ رويا به تن پنجره ها پاشيدي ...

 

 در نهان شبح پنجره ها خواهم مرد ...

 

 شعله ها از تو ز بي رنگي دريا گفتند ...

 

  موج در موج دراين خاطر ها خواهم مرد ...

 

 برگها کشته ي دستان خزاني بي رحم ...

 

 چو مترسک به سر مزرعه ها خواهم مرد ...

 

  گم شدم در قدم دوري چشمان بهار ...

 

 بي تو يک شب به تن فاصله ها خواهم مرد ...